
به گزارش تابناک از استان ایلام همانگونه که پیش بینی میشد، ترامپ بر اساس دادههای غلط و تصور سرنگونی و یا تسلیم جمهوری اسلامی، جنگی را در منطقه آغاز کرد.
تصور حمله به زیر ساختهای نظامی ایران، ترور مسئولین و فرماندهان و سپس تسلیم یا فروپاشی ساختارهای جمهوری اسلامی، همان تصور غلط و اشتباه محاسباتی بودکه براساس آن آمریکا را وارد معرکهای کرد که خروج از آن تقریبا برای وی سخت و پرهزینه شده است
اینک با عبور از هفته دوم جنگ، نه تنها حمله به زیر ساختهای نظامی و ترور رهبران در انگیزه و قدرت تهاجمهی ایران خللی ایجاد نکرده، بلکه استمرار و حمله بی وقفه به منافع آمریکا در یک سو، کاهش تولید نفت در بزرگترین شرکتهای نفت جهان، کنترل هوشمند تنگه هرمز از سوی ایران و افزایش قیمت جهانی نفت از سوی دیگر، ترامپ را در مخمصهای بزرگ گرفتار کرده است
همانگونه که در تحلیلهای پیشین به آن اشاره شد، اینک وضعیت جنگ به مرحلهای وارد شده که وضعیت جهانی و داخلی قیمت نفت و افکار عمومی منطقه و ایالت متحده، اهداف جنگ را از ریل سرنگونی جمهوری اسلامی بر ریل ازاد سازی تنگه هرمز و بارآفرینی آبروی از دست رفته آمریکا در عرصه جهانی قرار داده است.
از همین رو در هفته دوم جنگ استراتژی نبرد ایالات متحده به جای استمرار هدف پیشین خود یعنی تسلیم و سرنگونی جمهوری اسلامی به استراتژی آزاد سازی تنگه هرمز تغییر فاز داده است
چرا که آزاد سازی ذخایر انرژی جهان و حتی ورود روسیه بازارهای جهانی تاکنون نتوانسته است ترمز افزایش قیمت نفت بعنوان مولفه مهم تعیین کننده توقف یا ادامه جنگ را بکشد
براساس این استراتژی بود که ارتش ایالات متحده شب گذشته با دو هدف؛ آماده سازی برای حمله زمینی به خارک بعنوان مهمترین و استراتژیکترین جزیره ایران و وادار کردن ایران به دست کشیدن از تنگه هرمز به این جزیزه حمله نظامی کرد
سوال اینجاست، آیا ایالات متحده میتواند جزیره خارک را اشغال و ایران را وادار به تسلیم نموده و تغییری در وضعیت تنگه هرمز ایجاد کند؟
صر فنظر از استراتژی نظامی چند دههای ایران برای کنترل تنگه هرمز و صیانت از جزایر مهم خود در خلیج فارس، باید گفت حتی اگر آمریکا بتواند به پیاده سازی نیروی نظامی و قطع شریان صادرات نفت با هدف تاثیر بر روند رفت و آمد کشتیهای تجاری در تنگه هرمز مبادرت ورزد، اما دست برتر استراتژیک ایران در منطقه در نهایت ورق را به نفع ایران برمی گرداند
ایالات متحده و دیگر شرکای خود بدرستی میدانند، آنچه را که تاکنون ایران در کشورهای منطقه به کار گرفته است صرفا یک نبرد پهپادی با هدف اخطار به کشورهای منطقه بوده است.
ایران تاکنون از ذخایر استراتژیک موشکهای بالستیک و کروز خود و مهمتر از همه ظرفیت شهپادی و قایقهای تندرو و انتحاری خود رونمایی نکرده است
چنانچه ترامپ در ادامه حماقتهای خود، بازی با خارک را ادامه داده و خللی در این نقطه استراتژیک ایران ایجاد نموده و حتی با احتمال پایین تری با استفاده از ظرفیت نیروهای دیگر خود مبادرت به بازگشایی تنگه هرمز نماید، آنموقع واقعیت بازی با آتش در جغرافیای عریان و بی دفاع کشورهای منطقه عیانتر خواهد شد
در آن صورت ایران نه تنها هزینههای جانی و مالی تعیین کنندهای را بر نیروهای آمریکایی در منطقه تحمیل خواهد کرد
بلکه موشکهای سنگین بالستیک ایران از یک سو، ایستگاههای تولید و انتقال نفت در بندر فجیره امارات، خطوط انتقال نفت شرق به غرب عربستان تا دریای سیاه و پایگاههای گازی قطر آماج آتش سنگین خود قرار خواهند داد. ورود حوثیها برای بستن تنگه باب المندب را هم نباید از قلم انداخت .
آنگاه است که ترمز قیمت نفت آنچنان بریده خواهد شد که آتش آن ترامپ و حامیان آن را در خود خواهد سوزانید، در چنین شرایطی امکان تولید نفت و گاز در منطقه برای ماههای متوالی به دست فراموشی سپرده خواهد شد، ترامپ خواهد ماند با شکستی سنگین، آبرویی از دست رفته و کشورهای اقماری عرب بدون دفاع و پشتوانهای که سالهاست هژمونی مالی خود را در پشت حمایتهای ایالات متحده پنهان کردهاند.
یادداشت: علی اصغر اسدی
انتهای پیام/