کد خبر: ۷۹۶۸۱۹
تاریخ انتشار: ۲۲ آبان ۱۳۹۸ - ۰۰:۱۱ 13 November 2019
تولد توافق هسته‌اي ميان ايران و 1+5 وقت در سال 1394 رابطه ايران با جامعه بين‌المللي را وارد فاز جديدي كرد. پس از چند سال تحريم همه‌جانبه از سوي سازمان ملل متحد، اتحاديه اروپا و ايالات متحده امريكا، برجام به بستري براي پايان حصر سياسي ايران، باز شدن باب همكاري اقتصادي با ساير كشورها و به نقطه پاياني براي امنيتي‌سازي پرونده ايران در سطح بين‌المللي تبديل شد. با اين همه عمر روزهاي آرام برجام كوتاه بود و توفيق‌هاي اقتصادي آن براي ايران را كم و بيش مي‌توان به دولتي مستعجل تشبيه كرد. حضور دونالد ترامپ، رييس‌جمهور امريكا در كاخ سفيد نه فقط معادله‌هاي برجامي بلكه نظم بسياري از توافقنامه‌ها و معاهده‌هاي بين‌المللي را برهم زد. بهار سال 1397 بود كه كناره‌گيري امريكا از توافق هسته‌اي، معادله‌هاي ايران و بازماندگان در اين توافق را برهم زد. در يك‌سال و نيم گذشته بازگشت تحريم‌هاي هسته‌اي امريكا، عملا بهره‌مندي اقتصادي ايران از اين توافق را تحت‌الشعاع قرارداده است.

غلامرضا انصاري، معاونت ديپلماسي اقتصادي وزارت خارجه در گفت‌وگوي تفصيلي با «اعتماد» از سختي‌هاي كار اين معاونت به خصوص در روزهاي تحريم مي‌گويد و تلاش بي‌سابقه‌اي كه وزارت خارجه براي بهبود اوضاع اقتصادي كشور مي‌كند. انصاري كه سابقه سفارت ايران در كشورهاي هند، روسيه و بريتانيا را در كارنامه كاري خود دارد، مي‌گويد: در 30 سال گذشته هيچ‌گاه اين وزارتخانه تا اين اندازه درگير مسائل اقتصادي نبوده است.

معاونت ديپلماسي اقتصادي وزير خارجه كشورمان در اين گفت‌وگو نويد مي‌دهد كه ايران از تنگه سخت تحريم عبور كرده و اگر انسجام و وحدت ملي حفظ شود و منافع ملي بر تصميم‌گيري‌هاي جناحي برتري يابد، عبور از شرايط سخت تحريم براي كشور ساده‌تر خواهد بود. مشروح اين گفت‌وگو را درادامه بخوانيد.

  FATF شرط نيست، بلكه ضرورت است

معاونت ديپلماسي اقتصادي را مي‌توان معاونتي نوپا در وزارت خارجه دانست كه هم اطلاعات درباره چندوچون كار آن چندان در دسترس نيست و هم انتقادهاي بسياري را چه درست و چه نادرست برآن وارد مي‌دانند. اين معاونت در روزهايي آغاز به كار كرد كه ما شاهد بازگشت تحريم‌هاي هسته‌اي امريكا بوديم. بازگشت تحريم‌هاي ثانويه چه تاثيري بر راندمان كار معاونت ديپلماسي اقتصادي گذاشته است؟

با كناره‌گيري امريكا از برجام، صحنه جديدي از محدوديت‌ها براي تجارت خارجي ايران ايجاد شد و ما با اما و اگرهايي روبه‌رو شديم كه قبل از آن وجود نداشتند.در تازه‌ترين اين موارد، محدوديت‌هاي بسيار شديدي بر تامين دارو و محصولات غذايي اعمال شده است.البته مقام‌هاي متفاوت دولت دونالد ترامپ، رييس‌جمهور امريكا تلاش مي‌كنند با اقدام‌هايي نمادين حداقل افكار عمومي دنيا را آرام كنند كه ساز و كارهايي براي تسهيل ارسال دارو و موادغذايي به ايران در نظر گرفته‌اند اما با تصميم جديد خزانه‌داري امريكا عملا محدوديت‌ها بسيار بيشتر مي‌شوند. بنابراين قسمتي از تلاش امريكا براي ايجاد محدوديت بر تجارت خارجي ايران به قوانين و مقرراتي بازمي‌گردد كه عملا فشارهايي را بر كشورمان وارد مي‌كنند.بحثي كه بسيار قابل توجه‌تر از تحريم‌هاي امريكا است رفتار اين كشور است. امريكايي‌ها در حوزه تحريم رفتار بسيار وحشيانه و غيرانساني را در پيش گرفته‌اند. حتي كساني‌كه بر طبق قوانين و مقررات و با رعايت همه مسائل آمادگي كار با ايران را دارند با تهديدها و اعمال فشارهاي امريكا روبه‌رو مي‌شوند. به عنوان نمونه، در ساير كشورها نماينده‌هايي از سفارتخانه‌هاي امريكا به آنها مراجعه و آنها را تهديد مي‌كنند.دامنه اين تهديد نيز بسيار وسيع است و حتي در مواردي خانواده و بستگان اين افراد را هم تهديد كرده‌اند. اين رفتارها كه در هيچ نُرم سياسي و انساني نمي‌گنجد به راحتي از سوي امريكايي‌ها صورت مي‌پذيرد. در حقيقت مي‌توان گفت كه رفتار امريكا در تهديد و ارعاب سايرين براي عدم كار با ايران، خشن‌تر و مشكل‌زاتر از قوانين و مقررات تحريمي است.

اين روش امريكا تا چه حد موفقيت‌آميز بود ه است؟نمونه‌هايي از اين رفتارها را در آلمان و عراق شاهد بوديم.

يكي از ويژگي‌هاي برجام اين بود كه يك همدردي بين‌المللي را به نفع ايران رقم زد. پيش از توافق هسته‌اي ما شاهد شكل‌گيري فضاي ايران‌هراسي پيرامون ايران بوديم كه بخش اعظم اين فضا در وضع تحريم‌هاي چندجانبه سازمان ملل، اروپا و امريكا عليه ايران ريشه داشت. اما بعد از برجام شاهد هستيم كه يك همبستگي بين‌المللي و ذهنيت مثبت به نفع ايران شكل گرفت كه هنوز هم وجود دارد. حتي در همين فضاي تحريم‌هاي يك‌جانبه امريكا با قابليت تنبيه فرامرزي هم از كشورهاي متفاوت به ما مراجعه كرده و اعلام مي‌كنند كه مي‌خواهند با ايران كار كنند و قوانين و مقررات يك‌جانبه امريكا را قبول ندارند.

البته قبول نداشتن مقررات يك‌جانبه امريكا عملا تاثيري در تصميم‌گيري نهايي غيرامريكايي‌ها ندارد چرا كه به هرحال از ورود به بازار ايران به دليل همين تحريم‌ها واهمه دارند.

بله، در عمل با توجه به اينكه شركت‌ها و بانك‌هاي آنها وابستگي‌هاي اقتصادي به بازار امريكا دارند و سهامداران امريكايي‌ هم در اين شركت‌ها فعال هستند، نمي‌توانند كاري از پيش ببرند. با اين همه اين حس همدردي، همكاري و همسويي در آنها وجود دارد. بعد از بازگشت تحريم‌هاي هسته‌اي امريكا كار ديپلماسي اقتصادي بسيار پيچيده‌تر و سخت‌تر شده است.تهديدهاي امريكا در جاي خودش، به‌دليل اينكه مسائل خانوادگي و شخصي افراد را هم مطرح مي‌كنند، اين تهديد‌ها كارساز هستند. بنابر اين حتي اگر عده‌اي بخواهند در چارچوب قوانين و مقررات هم با ايران كار تجاري و اقتصادي انجام بدهند با موانع امريكا روبه‌رو‌ مي‌شوند.

آيا وزارت خارجه ابتكار عملي براي عبور از اين موانع داشته است؟

آنچه گفتم به اين معنا نيست كه امكان و فرصت كار وجود ندارد. خوشبختانه وزارت امور خارجه توانسته رفت و آمدهايي كه به كشور و بيرون انجام مي‌شود را سازماندهي كند و به موفقيت‌هاي خيلي خوبي هم رسيده‌ايم. ما امروز شاهد شكل‌گيري روال‌هايي هستيم كه شايد سال‌ها انتظار مي‌كشيديم اقتصاد ايران در اين مسيرها قرار بگيرد. مثلا محوريت همسايگان در تجارت خارجي ايران، كه يكي از آرزوهاي ديرينه جمهوري اسلامي بوده امروز محقق شده است. امروز و الان، همسايگان محور اصلي تجارت خارجي ايران هستند. بيش از 50 تا 55 درصد تجارت خارجي ما با همسايه‌ها انجام مي‌شود.

اين رقم پس از بازگشت تحريم‌هاي امريكا است؟

بله، منظور من هم‌اكنون است. اين يك موفقيت خيلي بزرگ براي اصلاح ساختار كلي تجارت كشور است و از همان ابتدا هم بايد همسايگان در اولويت نخست ما مي‌بودند. ما اخيرا شاهد امضاي موافقتنامه تجارت ترجيحي با اوراسيا بوديم. اين يك موفقيت بسيار بزرگ براي دولت بود كه در اين مقطع توانست اين موافقتنامه را اجرا كند. ما در اين بازار دويست ميليوني، به پانصد و اندي كالا دسترسي پيدا مي‌كنيم كه اين يك گام بلند و مثبت است و اهميت آن زماني دوچندان مي‌شود كه بدانيم اين اقدام در دوره اعمال تحريم‌هاي يك‌جانبه امريكا صورت گرفته است.

با توجه به سخت‌گيري‌هاي امريكا در اجراي تحريم كه در صحبت‌هاي‌تان به آن اشاره كرديد چه مكانيسمي براي كار با همسايگان آن هم در شرايط تحريم تعريف كرديم كه به رقم 55 درصد تجارت خارجي با همسايگان رسيديم؟

همسايگان هميشه يك ظرفيت و مزيت بوده‌اند اما شايد به دليل اينكه كار با غرب و غير از همسايگان راحت‌تر بوده، در سال‌هاي گذشته، غرب را انتخاب كرده‌اند. تحريم‌ها باعث شده كه ما امروز روي دسترسي‌هاي آسان تمركز كنيم. ما با بازارهاي همسايگان خودمان با فاصله يك مرز ارتباط برقرار مي‌كنيم. در اين بازارها تقاضاي بسياري براي كالاهاي ايراني وجود دارد.

شما در اظهارنظرهاي خود مرتبا بر نهادينه‌سازي تجارت با همسايگان تاكيد مي‌كنيد. اين امر از چه مكانيسمي ميسر است به گونه‌اي كه اين سطح از تجارت از نوعي تضمين براي تداوم هم برخوردار باشد؟

اين نهادينه‌سازي بايد از طريق موافقتنامه‌هايي كه با اين كشورها امضا مي‌كنيم، حاصل شود. موافقتنامه‌هايي نظير موافقتنامه‌هاي گمركي، ترانزيتي يا تجارت ترجيحي. اين موافقت‌نامه‌ها مي‌تواند نقش همان تضميني را ايفا كند كه شما به آن اشاره كرديد. ما درحال حاضر بيش از 10 الي 12 ميليارد دلار صادرات به عراق داريم. اما اين صادرات همواره مي‌تواند آسيب‌پذير باشد. وقتي كه با عراق به موافقتنامه‌هايي برسيم كه اين تجارت ما در چارچوب آن موافقتنامه‌ها و نه بر اساس سليقه بازار و روزمرّگي حاصل شود، مي‌توانيم آينده اين تجارت را هم تضمين شده‌ بدانيم.

نقشه راه وزارت خارجه براي تسهيل مسير امضاي اين موافقتنامه‌ها چيست؟

وزارت خارجه دقيقا به دنبال اين موضوع است.در مساله موافقتنامه تجارت ترجيحي با اوراسيا، وزارت خارجه در قانع كردن داخل كشور نقش بسيار محوري داشت.

هفته گذشته شما در اظهارنظري مشابه بر لزوم رسيدن به موافقتنامه‌هايي از اين جنس با عراق تاكيد كرده بوديد. در اين مسير چه گام‌هايي برداشته شده است؟

ما مصر هستيم كه با عراق به اين ساختارها برسيم و يكي از اين ساختارها موافقتنامه تجارت ترجيحي است كه به دنبال آن هستيم.

با توجه به روابط سياسي و اقتصادي عميق و دوجانبه‌اي كه با بغداد داريم چه مسائلي تاكنون مانع از رسيدن به اين موافقتنامه با عراقي‌ها شده است؟

موانعي در طرف مقابل (عراق) وجود دارد.

به عنوان مثال چه موانعي؟

آنها مقاومت مي‌كنند و به نظر مي‌رسد كه نگران عدم توازن در حجم صادرات و واردات خود با ايران هستند. صادرات ما به عراق 13 ميليارد دلار و صادرات عراق به ايران 250 ميليون دلار است. ما هم بايد به نگراني طرف تجاري خودمان توجه داشته باشيم و راه‌هايي براي افزايش صادرات اين كشور به ايران بيابيم. مساله ديگر قانع كردن بازارهاي داخل است. اينكه اين همه امتيازات به دست آورده‌ايم، بايد امتيازاتي را نيز بدهيم. قانع كردن در اينجا يك مساله است.

تركيه يكي از كشورهايي است كه با آن موافقتنامه ترجيحي كه شما از آن به عنوان نوعي از تضمين براي تداوم تجارت نام برديد، داريم. آيا اين موافقتنامه رابطه تجاري را به سطحي از رضايت رسانده است.

موافقتنامه تجارت ترجيحي با تركيه آن طور كه مورد انتظار دو كشور است، فعال نيست. ما بايد به سمت فعال كردن اين موافقتنامه تجارت ترجيحي نيز برويم. تركيه يك شريك بسيار مهم براي ما است. بنابر اين ما بايد راه‌هايي كه اين اتصالات را نهادينه‌تر و فعال‌تر مي‌كند پيدا كنيم. لازمه آن اين است كه بازار داخل براي اين نهادينه‌سازي‌ها به ما كمك كند.

قانع كردن بازار داخلي، نكته‌اي است كه هم در بحث عراق و هم تركيه به آن اشاره كرديد.در رابطه با افغانستان هم گلايه‌هاي مشابهي وجود دارد. در شرايطي كه ايران در وضعيت تحريم به سر مي‌برد و بسياري از تجار داخلي هم از كسالت در اوضاع تجاري سخن مي‌گويند چرا بازار داخلي همراهي‌هاي لازم را ندارد. آيا در اين مورد كاري از وزارت خارجه برمي‌آيد يا مسووليت آن برعهده نهادهاي ديگر است؟

عنوان پست ما، ديپلماسي اقتصادي است. معنا و مفهوم آن اين است كه نقش ما ايجاد تسهيلات، و تلاش براي ايجاد تفاهم است.ما نقشي در تغيير نداريم. اميدواريم كه بتوانيم نقش خودمان را به نحو احسن انجام دهيم و بتوانيم بيشتر از نقش خودمان، نقشي هم در ايجاد تغييرات داشته باشيم.

البته انتظارات از وزارت خارجه در بخش اقتصادي زياد است.

انتظارات سر به فلك مي‌گذارد. اين كاملا مشخص است. شما در روزها و مكان‌هاي مختلف انتقادات بسياري را از ما مي‌شنويد اما ما سعي مي‌كنيم وارد چرخه مداوم پاسخ دادن‌ها نشويم زيرا ما در وزارت خارجه با وقوف به نقش خود تمام تلاش خود را در زمينه ديپلماسي اقتصادي به كار گرفته‌ايم. اين نقش بسيار مهم است اما ابزارهاي ما آنگونه كه بايد و شايد نيستند.

مثلا چه ابزارهايي؟

وزارت خارجه در طول تاريخ بعد از انقلاب هيچ‌وقت تا اين اندازه توجه به مسائل اقتصادي و ورود به آن نداشته است. در 30 سال گذشته كه من در وزارت خارجه بوده و هستم اين وزارتخانه هيچ‌وقت در حجم امروز به مسائل اقتصادي توجه نداشته است و البته كه اين توجه و تمركز ضرورت جامعه و كشور است. اما ابزارهايي كه ما در اختيار داريم، نسبت به آن انتظاراتي كه از ما وجود دارد، كمتر است. ما در حال افزايش توان و آموزش افراد در حوزه اقصادي هستيم. ما نمايندگي‌هاي ايران در خارج از كشور را براي كارهاي اقتصادي بيشتر تشويق مي‌كنيم اما در هر صورت نياز داريم كه تحولات جدي در نگاه‌هاي داخل كشور ايجاد شود. اگر نگاه‌ها تغيير نكند، نقش ما به عنوان ديپلماسي اقتصادي ممكن است گاهي اوقات خيلي موثر واقع نشود.

آيا يكي از حوزه‌هايي كه نگاه در داخل به آن بايد تغيير كند، جذب سرمايه‌گذاري خارجي است؟

قطعا. آقاي ظريف همواره در نشست‌هاي مختلف تاكيد مي‌كنند كه در پسابرجام شرايط طلايي براي جذب سرمايه‌گذاري خارجي وجود داشت و سرمايه‌گذاران خارجي خطوط اعتباري و سرمايه‌گذاري را پيشنهاد دادند. در واقع اين يك اقبال بسيار مثبت بود اما ورود پول به داخل كشور به ساز و كار نياز دارد اما ساز و كارها مقاومت مي‌كنند. در برخي از موارد فلان ماده قانوني تطبيق لازم با شرايط جديد را نداشت يا در فلان سازمان، سازوكار مورد نياز جاري نبود و ديگري ريال لازم براي انجام كار را نداشت. براساس همين دلايل ما برخي از فرصت‌ها براي كار خارجي‌ها در ايران را از دست داديم. بنابراين پذيرش، آمادگي و نگاه داخل بسيار مهم است.

پس از كناره‌گيري امريكاي ترامپ از برجام، برخي كارشناسان در داخل اعتقاد داشتند كه با توجه به روحيه تاجرمآبي رييس‌جمهور جديد امريكا، شايد اگر سهم اقتصادي امريكا از برجام بيش از اين بود ترامپ به سهولت از توافق خارج نمي‌شد. تا چه حد اين را قبول داريد؟

واقعيت اين است كه در عمل اين‌گونه نيست. امروز كساني كه همه‌چيز خود را در اختيار ترامپ قرار دادند، هم نمي‌توانند به ترامپ اعتماد كنند. دونالد ترامپ اصلا قابل اعتماد نيست.وضعيت كشورهايي كه هرچه ترامپ خواسته به آن پرداخت كرده‌اند را ببينيد. تنها در يك فاز از بعضي كشورها چهارصد ميليارد دلار سرمايه به سمت امريكا رفت. آيا اين كشورها به امريكا اعتماد دارند؟ خير. علت اينكه امروز برخي از آنها برگشته‌اند و مي‌خواهند فضاي جديدي را با ايران تعريف كنند براي اين است كه از ترامپ نااميد شده‌اند و به حقيقت دريافته‌اند كه او قابل اعتماد نيست. شما سخنراني‌هاي آقاي ترامپ را كه مي‌شنويد، اين سوال براي شما پيش مي‌آيد كه مردم امريكا كه مردم بزرگي هستند، چه احساسي از داشتن چنين رييس‌جمهوري دارند؟ البته حرف‌هايي كه ترامپ مي‌زند چندان پيچيده نيست. دقت در ادبيات مورد استفاده وي به اضافه نحوه برخوردش با مسائل منطقه و دنيا نشان‌مي‌دهد كه حتي دوستان وي نيز نمي‌توانند روي او حساب باز كرده يا به وي اعتماد كنند.

با كناره‌گيري امريكا از توافق هسته‌اي و بازگشت تحريم‌هاي ثانويه، در افكار عمومي اين سوال به وجود آمده كه مگر يكي از اهداف اين توافق برداشته‌ شدن تحريم‌ها نبود.اين نكته‌اي است كه شخص وزير و رييس‌جمهور هم به آن در اظهارنظرها و البته رايزني‌ها با شركاي باقي‌مانده برجامي اشاره مي‌كنند.آيا شما به عنوان معاون ديپلماسي اقتصادي وزارت خارجه اعتقاد داريد كه تحريم مشكل بزرگ اقتصاد ما است يا اقتصاد ايران ايرادهاي ساختاري دارد كه اتفاقا سهم اين ايرادها و نقصان‌ها در ناآرامي اقتصادي دو سال اخير بيشتر است؟

من با مقدمه شما موافق نيستم.

با كدام بخش آن موافق نيستيد؟

اينكه هدف برجام اقتصادي بود.

يكي از اهداف برجام، اقتصادي و به معناي منتفع شدن ايران از رفع تحريم‌ها بود.

اصلا، شما قطعا آن دوران را به ياد داريد وقتي كه ما تحريم‌هاي سازمان ملل را داشتيم و محدوديت‌ها و تحريم‌هاي چندجانبه آن دوران فشار زيادي روي ما ايجاد كرده بود. اما ما در مذاكرات هسته‌اي به دنبال حق مسلم خود براي غني‌سازي بوديم. حرف ما اين بود كه دنيا بايد غني‌سازي ايران را به رسميت بشناسد. اين مساله براي ما مهم‌تر از مسائل اقتصادي بود.

من منكر اين مساله نيستم اما برجام هدف اقتصادي هم داشت.

برجام براي اهداف خود حساب باز كرده بود . نمي‌خواهم بگويم برجام در حوزه اقتصادي آن طور كه مي‌بايست حساب باز كرده بود. برجام به اهداف بسيار بزرگي درحوزه سياسي دست پيدا كرد. هيچ كشوري در دنيا مجوز سازمان ملل و شوراي امنيت را براي غني‌سازي ندارد، اما ايران دارد. اينها نتايج برجام بود، از كجا آمد؟

برجام دستاورد سياسي، امنيتي داشت اما دستاورد اقتصادي هم براي اين مذاكرات تعريف شده بود.

ببينيد آنچه گفتم هم دستاورد برجام بود. هيچ كشوري در سطح بين‌المللي مشمول فصل 7 منشور قرار نگرفته كه سالم بيرون آمده باشد. بر اثر برجام تمام قطعنامه‌هاي سازمان ملل در يك شب كنار رفتند. هيچ سياستمداري در دنيا اين را باور نمي‌كرد. اينها دستاوردهاي برجام است. البته كه هر قراردادي در سطح برجام نمي‌تواند مطلقا مثبت و كامل باشد. ممكن است نواقصي داشته و يك بخش از نواقص آن هم اقتصادي است.

البته تا قبل از خروج امريكا از برجام، ما از برجام نفع اقتصادي نسبي مي‌برديم و گاه اين ادعا هم حضور شركت‌هاي بزرگ اروپايي و غيراروپايي در ايران است.

برجام دو محور سياسي و اقتصادي داشت. دونالد ترامپ پس از حضور در كاخ سفيد، احساس كرد كه كلاه بزرگي سر امريكا رفته و شروع به مخالفت با برجام كرد. طبيعتا امريكا از مسير اقتصادي مي‌توانست بيشترين فشار را بر ايران بياورد.حتي در دولت بارك اوباما نيز امريكايي‌ها بلافاصله بعد از اينكه برجام را قبول كردند، فشارهاي اقتصادي را شروع كردند. بنابراين اقدام دونالد ترامپ در مجموعه سياست‌هاي امريكا نسبت به ايران، كار جديدي نبود. مساله امريكا با ايران فقط برجام نبود بلكه امريكا ده‌ها مساله ديگر را در قبال ايران دنبال مي‌كند. با وجود اين فشارهاي اقتصادي ناشي از كناره‌گيري امريكا از برجام، نمي‌شود بگوييم كه برجام دستاورد نداشته است. بدون شك برجام براي ايران يك پيروزي بزرگي بود اما نواقصي هم داشته است. تا حالا هيچ كس را نديده‌ام كه ادعا كند برجام يك قرارداد بدون نقص و كامل بوده اما همزمان منافع