کد خبر: ۵۳۷۲۸۶
تاریخ انتشار: ۲۱ آذر ۱۳۹۶ - ۱۱:۳۲ 12 December 2017
چرا و چگونه آدمی نمایش را آفرید؟

علت زایش نمایش در گذشته و ضرورت بقا و تکوین آن تا به امروز چه بوده است؟ 

صد ها سال است که چگونگی پیدایش و تکامل نمایش و درک انگیزه های کافی برای این زایش و پویش هنری مورد بحث جامعه شناسان و مردم شناسان، مورخان و باستان شناسان بوده است.

آنها به منظور ارائه پاسخ هایی روشن به پرسش های خود به اعماق تاریخ رجوع کرده اند؛ به آغازین روزهای زندگی بشر در جهان هستی؛ دوره هایی که برای انسان عصر حاضر تاریک و نامأنوس به نظر می رسد. از طریق پژوهش های پر دامنۀ آن ها گوشه ای از زوایای پنهان زندگی، اعتقادات و باورها و آداب و سنن انسان های نخستین بر ما مکشوف شده است.

بیشتر پژوهشگران معتقدند که نمایش از پیش از تاریخ و به منظور پاسخ گویی به نیازهای ابتدایی و روزمرۀ انسان های نخستین آغاز شده است. اما به دلیل طلوع فرآیند شکل گیری نمایش پیش از اختراع خط و آغاز تاریخ نوشتاری و عدم دسترسی به مدارک فراوان و قابل استناد، این پژوهشگران در مورد خاستگاه و پیشینۀ نمایش تا حدود زیادی با حدس و گمان اظهار عقیده کرده اند.

باستان شناسان و مورخان با تکیه بر آخرین پژوهش ها و مدارک موجود در میان تردید و تیرگی بسیار برای نظریه های زیر اعتبار بیشتری قائل شده اند :

نظریۀ خاستگاه تقلیدی

نظریۀ خاستگاه داستانسرایی

نظریۀ خاستگاه آیینی

به باور تعدادی از پژوهشگران، هر چند غریزۀ تقلید انگیزه ای محکم برای زایش نمایش است، اما تنها خاستگاه آن محسوب نمی شود. برخی از محققان نظریۀ دیگری ارائه کرده اند که بر اساس آن منشأ پیدایی نمایش، داستانسرایی، روایت یا نقالی است. این دسته از محققان معتقدند که انسان دارای «غریزۀ قصه گویی» است و به طور فطری و ذاتی از گوش کردن و رابطه برقرار کردن با قصه ها لذت می برد.

فواید و کارکردهای هنر نمایش

همواره درک وظایف و کارکردهای نمایش و تئاتر مورد بحث و توجه فلاسفه، هنرمندان و جامعه شناسان بوده است. اما تاکنون پاسخ های جامع و واحدی به سؤالاتی از قبیل این که چرا انسان نمایش را آفرید؟ و نمایش برای بشر چه کاری انجام می دهد؟ ارائه نشده است. تنها می توان با مشاهده و بررسی دامنۀ تأثیرات اجتماعی نمایش، کارکردها و وظایفی را برای آن برشمرد.

نمایش به مانند آیین ها فواید و کارکردهایی دارد. بی گمان درک و شناخت این وظایف می تواند تا حدودی ضرورت بقا و توسعۀ آن را تا به امروز بر ما آشکار و عیان سازد.

نمایش در دوران حیات خود این امکان را به انسان داده است تا تجارب و ذهنیات خود را به شیوه ای مؤثر و ملموس به سایر هم نوعان عرضه کند. نمایش به انسان کمک می کند بازخوانی کامل تری از جهان و محیط پیرامون خود داشته باشد تا از این طریق به زندگی را بی آنکه درگیر مباحث نظری و تجریدی شود به شیوه ای ملموس به روی صحنه آورده و در برابر دیدگان به تصویر کشد.

آنتوان ویتز هنر نمایش را به میدان کوچکی از نیروها تشبیه می کند که «در آن همۀ تاریخ جامعه به نمایش در می آید و علیرغم کوچکی اش به عنوان الگوی زندگی مردم به کار می رود».

به طور کلی نمایش به مانند سایر هنر ها وظایف و کارکردهایی دارد. این وظایف و کارکردها عبارتند از:

سرگرمی و لذت آفرینی: نمایش می تواند نوعی سرگرمی و محملی برای لذت آفرینی باششد. بسیاری از اشکال نمایشی صرفاً برای انجام این وظیفه به وجود آمدند. ایجاد سرگرمی، لذت آفرینی و گریز از زندگی کسالت بار روزانه، چه در گذشته و چه امروزه اولین سطح کارکردی هنر نمایش است و همان طور که اشاره شد ارسطو پس از غریزه تقلید از آن به عنوان حقیقت دوم نام برده است.

برون فکنی و پالایش روانی: نمایش و به ویژه گونه ای خاص از آن (تراژدی) وظیفۀ اخلاقی مهمی بر عهده دارد. به عبارتی نمایش باید در تهذیب و تزکیه (کاتارسیس) ایجاد کند. نمایش به تماشاگرانش این اجازه را می دهد که هیجانات روحی و عاطفی را که در موقعیت های سخت و دشوار زندگی واقعی بروز می یابند در چارچوب نمایش و بدون خطر یا نتایجی زیان بار آن به شدت تجربه نمایند.

روان درمانی: از گذشتۀ دور از نمایش توأم با موسیقی، رقص و آواز برای خارج کردن ارواح پلید از کالبد بیماران و بازگشت سلامتی و روح و جسم فرد بیمار استفاده شده است. امروزه نیز در بسیاری از کشورهای پیشرفتۀ جهان، برخی از روان پزشکان میان هنر نمایش و علم روانشناسی پل زده و از این هنر به مثابه یک ابزار روان درمانی استفاده می کنند.

آموزش و یادگیری: نمایش را می توان ابزاری برای یادگیری و وسعت بخشیدن به تجربه ها دانست. زیرا انسان به طور عریزی این آمادگی را دارد که در مواجهه با پدیدۀ نمایش، همۀ دانسته ها و پیش داروهای خود را در کنار گذاشته و اجازه دهد تا نمایش تخیل و ذهن او را به دست گرفته تا در آن لحظه، عمل نمایشی را باور نماید.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار